پگاه حوزه - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ٩ - خوشنويسى و بسترسازى فعاليتهاى پژوهشى
خوشنويسى و بسترسازى فعاليتهاى پژوهشى
علي رضايى
گردهمايى علمى همايش بين الملل خوشنويسى جهان اسلام، در روزهاى ٢٥ و ٢٦ مهر با حضور هنرمندان، اساتيد دانشگاه و شخصيتهاى فرهنگى و هنرى در تالار گنجينه موزه دوران اسلامى برگزار شد.
در مراسم گشايش اين همايش بين المللى، ميرحسينموسوى رييس فرهنگستان هنر در سخنانى گفت: تعامل ايران با كشورهاى اسلامى، به معناى عدم ارتباط با ساير كشورهاى دنيا نيست، بلكه وسيلهاى براى جلوگيرى از خودبيگانگى هنرمندان جهان اسلام است.
وى با اشاره به اينكه هيچ جانشينى براى خط، به عنوان واسطهاى براى وحدت اسلامى وجود ندارد، افزود: خوشنويسان با زنده نگهداشتن خط و ملاك قرار دادن خط براى ارزشهاى زيباشناسانه، موجب ارتقاى ميراث عظيم فرهنگى و تمدن جهان اسلام شدهاند.
سيد محمد مجتبى حسينى، دبير علمى همايش خوشنويسى جهان اسلام در گفت و گو با نشريه پگاه گفت: تاكنون تلاشهاى عمدهاى براى تبيين خوشنويسى در بنيانهاى فرهنگى و فكرى صورت نگرفته است و اين مسئله حتى از سوى ايران شناسان خارجى نيز مهجور بوده است.
وى هدف از برگزارى اين همايش را توجه دادن پژوهشگران و محققين هنرى و بسترسازى فعاليتهاى پژوهشى خواند.
وى تاكيد كرد: از آخر دوره قاجار و ابتداى دوره پهلوى، جدايى از هنرهاى اصيل موجب عدم برقرارى ارتباط فرهنگى و ايجاد گسل با گذشتگان و به جا نياوردن حق آنها شد.
دبير علمى اين همايش يادآور شد: از تاريخ يكهزار سال گذشته خوشنويسى در ايران، كمتر از ٣٠ رساله باقى مانده است كه تعداد قابل توجهى از اينها تذكره هستند و ارزشهاى تاريخى ندارند.
وى تصريح كرد: بايد از نقطهاى، نهضتى تحقيقى و پژوهشى در زمينه خوشنويسى آغاز شود تا تاثيرات مثبتى نيز برجامعه خوشنويسى داشته باشد.
در گردهمايى علمى اين همايش، دكتر مهناز شايستهفر، استاديار دانشگاه تربيت مدرس در سخنانى با عنوان «جايگاه و نمود خوشنويسى در معمارى اسلامى» گفت: هنر اسلامى در مرحله اول، همه پريشانىها و تمايلات دنيوى را از ميان بر مىدارد و در مرحله دوم، نظامى را جايگزين آن مىسازد كه مبين تعادل، آرامش و صلح است. وى افزود: يك فرد مؤمن در مسجد، هيچگاه يك بيننده صرف نيست، بلكه به نحوى با معنا و انعكاسات معنوى ادعيه و آيات قرآنى منقوش ارتباط برقرار مىكند.
وى با اشاره به اينكه نه تنها معماران مسلمان، بلكه كتيبهنويسان نيز كوشيدهاند كه فضايى به وجود آورند كه كليه صفات و كيفيات معنوى را متجلى سازد، خاطرنشان كرد: فضاى معنوى ايجاد شده توسط كتيبهها در اماكن مذهبى مانند مساجد، امامزادهها و خانقاهها انسان را به اشراق و شهود سوق مىدهد. دكتر شايستهفر گفت: يكى از ويژگىهاى وجود كتيبهها در معمارى اسلامى، استفاده از خطاطى در معمارى به عنوان عنصر تزئينى و عامل همسان كردن انواع مختلف بناهاى اسلامى با مضامين قرآنى، دعا و حديث، بر سطوح خارجى و داخلى است; مانند منارهها، سردرها و پايه گنبدها. وى ديگر ويژگى كتيبهها را در معمارى اسلامى، معانى و مفاهيمى دانست كه انعكاسدهنده شرايط اجتماعى، مذهبى و فرهنگى زمان نگارش آنها و نمايانگر تمامى خلاقيتهاى هنرمندان مسلمان و ظهور خلوص معنوى آنهاست. وى با اشاره به اينكه كتيبههاى اسلامى از لحاظ داشتن معناى مذهبى، به سه قسم آيات قرآنى، ادعيه و احاديث تقسيم مىشوند، افزود: آيات قرآنى كه بيشتر در تزيين بناى سطوح خارجى و داخلى كاربرد دارد، در برگيرنده جملاتى در اظهار ايمان و اعتقادات مسلمانان است.
وى استفاده از احاديث را نوع ديگرى از كتيبهنگارى دانست كه بازگوكننده كلمات پيامبر (ص) و امامان (ع) است كه در زمانهاى تيمورى و صفوى استفاده فراوان داشته است.
وى استفاده از كتيبهنويسى را در زمانهاى صفوى و تيمورى، ناشى از اين مسئله خواند كه هنر خوشنويسى قبل از هر چيزى، حاصل تفكر متفكرانى است كه وابسته به حوزه دين هستند.
وى يادآور شد: كتيبههاى منقش بر در و ديوار مساجد و مدارس مذهبى، شخص مؤمن را متوجه صور روحانى، جلال و قدرت معنويت، نام و كلام ائمه دين مىكند.
دكتر شايستهفر، همچنين در سخنانى تحت عنوان «قرآنهاى ايرانى موزه رضاعباسى (قرون اول تا ششم هجرى)» گفت: خوشنويسى اسلامى، تجلىگاه كلام خداوند است كه تبديل به يكى از تجسمات هنر مقدس شده است.
وى افزود: هر چند منشا صورى اين خط و حروف در شبه جزيره عربستان و بخشهايى از عراق عرب است، اما اين هنر در دست هنرمندان ايرانى به تكامل رسيد و ايرانيان مبدع بسيارى از زيباترين و ظريفترين خطوط اسلامى شدند.
وى با اشاره به اينكه در ايران قبل از اسلام به خط و خوشنويسى به عنوان امتيازى اجتماعى و علمى نگريسته مىشد و تنها فرزندان اشراف و روحانيون زرتشتى، حق برخوردارى از خواندن و نوشتن را داشته، خاطرنشان كرد: با حمله اعراب به ايران و رواج خطوط اسلامى در ايران، تعليم اين خط حتى ميان پايينترين اقشار جامعه نيز گسترش يافت و استعدادهاى بسيارى شكوفا شد، عضو هيات علمى دانشگاه تربيت مدرس گفت: خطوط عربى كه مهمترين آنها كوفى، نسخ و ضمائم آنهاست، وارد ايران شد و چون مادهاى خام و ابتدايى در دست هنرمندان ايرانى قرار گرفت.
وى افزود: از نمونههاى خوشنويسى دوران اموى (١٣٢ - ٤٠ ه. ق) آثار اندكى برجاى مانده است كه شايد علت آن تمايل عباسيان به از بين بردن آثار برجاى مانده از حكومت اموى بوده است.
وى يادآور شد: مهمترين تحولى كه توسط ايرانيان در زمان خلافت عباسى پديد آمد، پيدايش خط كوفى ايرانى بود كه نوع تحول يافته و بسيار ظريف خط كوفى بود. دكتر شايستهفر با اشاره به اينكه سلسله طاهريان، توجه چندانى به هنر نشان ندادند و صرفا به ادبيات - آن هم شعر عربى و موسيقى توجه كردند - افزود: در زمان صفاريان با توجه به زبان پارسى درى، اين زبان احيا و پالايش شد.
وى خاطرنشان كرد: در عصر سامانيان، توجه ويژهاى به امر خوشنويسى بر روى سطوح سفالين شد و شكوه توام با سادگى اين نوشتهها كه به خط كوفى نگاشته شده بود، بىمانند است و در واقع نوعى خلوص و شفافيت در فرم حروف پديد آمد كه در برخى مواقع تمايل به نوعى نقاشى داشت.
عضو هيات علمى دانشگاه تربيت مدرس گفت: خاندان آل بويه حامى هنرها بودند; به ويژه عضدالدوله كه خود خوشنويسى بزرگ بود و بسيارى از قرآنهاى قرن چهارم كه در ايران كتابتشده، يادگار حكومت اين خاندان شيعى و هنردوست است.
وى افزود: در دوران حكومت تركان سلجوقى، تمام هنرها از جمله معمارى، فلزكارى، سفالگرى، نساجى به اوج شكوفايى رسيد و در اين راستا، خوشنويسى نيز در كتابتبسيارى از قرآنهاى نفيس در كنار تذهيب متون قرآنى جلوهگر شد.
وى تاكيد كرد: در تاريخ هنر خوشنويسى اسلامى، ابوعلى محمد بنعلىبنحسين مقلد (مقتول: ٣٢٨ ه. ق)، ابوالحسن علاءالدينعلىبنهلال مشهور به ابن البواب (وفات: ٤٢٣) و جمال الدين ياقوت مستعصمى (وفات ٦٦٧ ه. ق) نقش مؤثر و اساسى در ارائه هر چه زيباتر و با شكوهتر اين هنر اسلامى داشتند.
در ادامه اين همايش، مجتبى قاسم لو در سخنانى با عنوان «منشا خط عربى» گفت: زبان عربى يك كليت است كه صفت اسلامى نيز به آن افزوده شده است. وى با اشاره به اينكه، زبان تكيهگاه انديشه و مهمترين ركن برقرارى ارتباط است، افزود: زبان فارسى در ١٢٠٠ سال گذشته تاثيرات زيادى از زبان عربى پذيرفته است.
وى خاطرنشان كرد: عدهاى منشا خط عربى را اشخاص و يا شخصيتهاى دينى و مذهبى مىدانند كه جنبه علمى ندارد; چراكه منشا خط عربى، خط هيروكليف مصرى، خط فنيقى و خط مسند است كه هركدام از اين خطوط خود داراى زير مجموعههايى هستند.
وى منشا خط عربى به ويژه خط كوفى را، خط نبطى و سريانى دانست و يادآور شد: اين مسئله كه ابداع كننده خط كوفى حضرت على (ع) باشد، اساس تاريخى ندارد; چرا كه در قبل از اسلام، ١٧ نفر مىتوانستند، خط كوفى را بنويسند.